علیرضا جون علیرضا جون ، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره

عشق مامان و بابا

تخته وایت برد

1392/10/1 14:29
نویسنده : اعظم
944 بازدید
اشتراک گذاری

 عزیز دلم چند شب پیش از من خواستی یه کاغذ سفید بهت بدم وقتی کاغذ رو بهت دادم ، گفتی مامان : من می شم مهلم (معلم ) تو دانش آموز هر چی روی تخته می نویسم بگو چیه سوالکاغذ رو زدی به دیوار و شروع کردی به نوشتن حروف ، از من و بابائی سوال می کردی این چیهسوال هر کدوم که زودتر جواب می دادیم بهمون یه جایزه می دادی .

همون شب من و بابائی به فکرمون رسید یه تخته وایت برد برات بخریم و روز بعدش بابائی یه تخته برات خرید ، کادوش گرفت و چون خاله های مهد ازت راضی بودند بهت جایزه داد . خیلی خوشحال شده بودیلبخندهمش از بابائی تشکر می کردی  اون شب چند ساعت رو با تخته وایت برد سرگرم بودی .شادیت روز افزون عشق مامان و بابا

اینها هم اولین نقاشیها و دست نوشته های گل پسرم روی تخته وایت برد

 همون شب که بابائی تخته وایت برد رو برات خریده بود رفتیم خونه عمو جان احمد که از کربلا اومده بودن  وقتی رسیدیم خونه عمو ، از بس خوشحال بودی به ریحانه گفتی : بابام برام یه تخته وایت برد خریده دلت بسوزهقهقهه عموجان هم یه کفش خیلی خوشگل از کربلا برات آورده بود و بهت گفت چون پسر باهوش و خوبی هستی یه جایزه هم من بهت می دم .هوراعموجان دست گلت درد نکنه .قلب

پابلو پیکاسو : همه کودکان هنرمندند.آنچه مهم است هنرمند ماندن آنها در بزرگ سالی است .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

عمو احمد
5 دی 92 16:14
سلام علیرضا جون وبت عالیه. خواهش میکنم عمو کاری که نکردم.
اعظم
پاسخ
مرسی